آرنیکا تمام نا تمام من

آرنیکا تمام نا تمام من

<-BlogAuthor->
<-BlogAuthor->

دخترم آرنیکا پنجم اردیبهشت هزارو سیصد ونودیک در بیمارستان خاتم توسط خانم دکتر رضایی پا در این دنیای خاکی نهاد و این موهبت الهی آرام بخش همه وجودمان گردید.

پیوند ها

روانشناسی کودک

روزهای زندگی من

http://artinjan90.niniweblog.com/

گل پسر قند عسل

پانی

النا جون نی نی عسل

پــــارمــیـــداني ني ني خوشكل ما

همه زندگي من سونيا

نيم وجبي

آرشا مامانی

الینا فرشته کوچک خوشبختی

کوچولوی خوش خنده مامان و باباو

جوجو کوچلوی مامان وبابا

درسا اجابت يك دعا

متين ظلا

مطالب اخير

ورود به مهر 96

آرنیکا

دخترم تمام هستی من

وقفه

تقدیم به بهترین دختر دنیا و امید حیات من

خداوند لبخند زد دختر آفریده شد!

2 سالگی آرنیکا

نوروز 93

بی عنوان

دی ماهی که گذشت

واکسن 18 ماهگی

18 ماهگی

17 ماهگي

من و دخترم کنار سفید رود

یک اتفاق بد یک تلنگر

16 ماهگي

رامسر

آرنیکا در حال بازی

آرشيو مطالب

1396

1395

1393

1392

1391

پیوند های روزانه

کودک شیرین من

مجله اینترنتی

یک لالایی ماندگار

آمار

افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 2 نفر
بازديدهاي ديروز : 6 نفر
بازدید هفته قبل : 8 نفر
كل بازديدها : 31301 نفر

امكانات جانبي

RSS 2.0

POWERED BY
NiniWeblog.com

 
دست هایم را دایره وار دور دلت حلقه می کنم
عزیزکم!
مبادا فکر کنی "داستان ِ اسارت" است.
این حکایت را به "مراقبت" تعبیرش کن ...

موضوع :

|

ورود به مهر 96

روزهای زیادی گذشته و ما در جریان زندگی فرصت کافی برای به روز رسانی وبلاگ آرنیکای عزیزم رو نداشتیم بهرحال مادر شاغل داشتن هم چین مشکلاتی هم داره.

در حال حاضر در جابه جایی خانه به سر میبریم و احتمالا آرنیکای من از امسال وارد مهدکودک و پیش دبستانی میشه.

زیبای من بزرگ شده و من هم چنان خداروشکر میکنم برای داشتنن این موهبت الهی.محبت

دخترم دوستت دارم و امیدوارم این وبلاگ ثبت خاطراتی خوب برات باقی بماند.

 

موضوع :

|

آرنیکا

امروز بعد از مدتها و بطور اتفاقی وارد وبلاگ آرنیکا شدم .چقدر زمان زود میگذره و این مدت اصلا فرصت نشد سر بزنم.آرنیکا من داره بزرگ میشه روزها که من سرکارم پیش مامانی هست .فروشگاه رفتن و دیدن آشپزی رو دوست داره امروز میگفت دوست داره بزرگ شد دندون پزشک بشه تولد سه سالگی رو تقریبا دو هفته پیش براش گرفتم و از این روزهاش باید بگم کارتون باب اسفنجی دوست داره و بازی با فاطمه سادات جزو علاقمندی هاش است.دخترم می خوام بدونی دوست دارم و همیشه در قلبم هستی.

موضوع :

|

دخترم تمام هستی من

موضوع :

|

وقفه

انقدر دیر اومدم که نمی دونم آخرین بار کی بوده .امااااا از این روزهامون باید بگم آرنیکای من این روزها  داره به سه سالگی نزدیکتر میشه فوق العاده شیرین و خواستنی تر شده .ودر حال حاضر مشغول خونه تکونی هستیم ... امسال زمستان متاسفانه چند بار سرماخورده ,عاشق خرید کردن،تولد و کیک تولد  چشمکوخاله بازی  هست واینکه براش قصه بگم.اونم قصه نیک نیکی هست که در واقعه قصه درمانی می کنم نیک نیکی دختری هست که خصوصیت های خوبی داره و هر رفتاری که به اشتباه در طول روز آرنیکا انجام میده ,با تعریف کردن قصه ایی با شخصیت مشایه خود آرنیکا در واقع اون رفتارها  رو اصلاح میکنم این روش واقعا تاثیر گذارهخنده.امروز رفتیم بازار و به آرنیکا سفره هفت سین رو نشون دادم براش جالب بود و با ذوق نگاه میکرد.خدا رو شکر به خاطر وجودت.دوست دارم دخترممحبت
 

موضوع :

|

تقدیم به بهترین دختر دنیا و امید حیات من

باید دخترونه زندگی کنی. . .
صبح شده. . .

چشاتو باز کن و به امروزت لبخند بزن.غر نزن. . .

جلوی اینه واسه خودت شکلک در بیار به خودت بخند. . .

عطر مورد علاقتو به بدنت بزن. . .

لباسایی که دوس داریو بپوش. . .

یه جیغ بلند بزن و بگو. . .

3لــــــــــــــآم زندگـــــــــــــــــــــــــــــــــی. . . =)

موضوع :

|

خداوند لبخند زد دختر آفریده شد!

آرنیکای من بزرگ شده و  دیشب براش دوچرخه خریدیم البته کمی می ترسه امیدوارم مثل اسکوترش خودش زود یاد بگیره و سوار شه.امتحانهام رو دادم و چند روزی است که کاملا وقتم رو با دخترم می گذرونم.هرچیزی که بخواد سریع گوشی رو میاره و میگه زنگ بزن به بابا برام بخر.کارتون باب اسفنجی و بره ناقلا رو خیلی دوست داره و جدیدا عاشق میگو شده .از خراب کاریهاشچشمک هم باید بگم که لوازم آرایشی برام باقی نذاشتی و  ..دوستت دارم تا ابد

موضوع :

|

2 سالگی آرنیکا

من یک عالمه تایپ کردم پس چی شد؟؟؟؟شاکیآرنی عزیز به خاطر اینکه این ترم فوق العاده سنگین بود  والبته کلی پروژه .فرصت نشد به وبلاگت سر بزنم . از اتفاقات مهم اینکه مرجان ازدواج کرد و متین ومبین به خانه خدا عازم شدن و دیکه اینکه نتوستم جشن تولدت روبگیرم چون مصادف بود با تحویل پروژهام .و فردا میریم مسافرت که بعداز اینهمه مشغله بهش نیاز داریم .راستی امروز خونه مامانی که بودیم یه طوفان وحشتناک خاک اومد که  اتفاق کم نظیری بود .آرنیکا به مامانی زینب میگه دامبو که نمی دونیم معنیش چی میشه البته مامانی زینب خوشش نمیاد از این اسم ولی چون خودت این اسم رو می گی والبته پسوند جان رو هم بهش اضافه می کنی خیلی شیرینه و دلم نیومد بیان نکنمخوشمزه.خدایا شاکریم برای تمام داشتهایمانمحبت

موضوع :

|

نوروز 93

سلام سلام من اومدم .سال نو به همه نی نی های عزیز و خانوادهاشون تبریک می گم.از اتفاقات مهم اولیش اینه که الان ٥ روزه که آرنیکای عزیز رو از شیر گرفته ام البته با همکاری بابا پیام .آرنیکا اصلا پافشاری به این قضیه نکرد و با یکبار گفتن قبول کرد و فقط شبها بی قراری می کرد قربون دخترم برم که انقدر صبور است و اما اینکه ما از ٢٩ اسفند تا ٦ فروردین به شهرهای اصفهان شیراز بندر عباس وقشم ویزد رفتیم و در کل سفر خاص و پر از خاطره برامون شد  و اینکه آرنیکا دست به هر چیزی که می زنه می گه دستم رو بشور البته بازبون خودش دیگه تصور کنید تو این مسافرت من همه اش در حال دست شستن آرنی بودم .کلی برای تعطیلات عید برنامه ریزی  کرده بودم ولی فرصت درس خوندن چندان پیش نیومد.خدارو شکر که باهم هستیم و آرنی عزیزمون با گذشت روزها وسالها برزگتر میشه و ما با عشق به این سیر رشد فرزندمون نگاه می کنیمقلب

موضوع :

|

بی عنوان

بـدنـم روز بـه روز کـبـود تـر مـي شـود
از بـس
خـودم را مـي زنـم
بـه نـفـهـمـي
... !

 

ﻫﻤــــﯿﺸـﻪ ﺩﻗــﯿﻘا ﻭﻗـــــﺘﯽ ﭘـُﺮ ﺍﺯ
ﺣـــﺮﻓﯽ
ﻭﻗﺘـــﯽ ﺑﻐــــﺾ ﻣﯿﮑـــُﻨﯽ
ﻭﻗﺘـــﯽ ﺩاﻏﻮﻧــــﯽ
ﻭﻗــــﺘﯽ ﺩﻟــِﺖ ﺷﮑــــﺴﺘـه
ﺩﻗﯿﻘــــﺎ ﻫﻤﯿـــﻦ ﻭﻗـــــتا
ﺍﻧﻘــــﺪﺭ حرﻑ ﺩاﺭﯼ ﮐـــﻪ ﻓﻘــﻂ
 
ﻣﯿﺘﻮﻧــﯽ ﺑﮕـی :

"ﺑﯿﺨـــﯿﺎﻝ
"

natanaye

موضوع :

|

دی ماهی که گذشت

اول از همه بگم بعد از مدتها اومدم کلی تایپ کردم ولی اینترنتم قطع و وصل شد و پریدناراحتخلاصهاش رو می گم :امتحاناتم رو با حمایتهای مامانی زینب ویاری بابا پیام والبته همکاری شما چشمکخیلی خوب پاس کردم ودر تعطیلات بسر می بریم.خریدهای عیدت مثل لباس و کفش و... را برات انجام دادیم و هم چنان عاشق سیب زمیتی سزخ شده و زیتون هستی.دوست داری برات کتاب بخونم وهمبازیت باشمو دوست داری وقتی غذا می پزم روی میز بنشینی و نگاه کنی.توی این ماه به مولودی و عروسی رفتیم وشما دست می زدی و نانای می کردی جدیدا به سراغ لوازم آرایشم می زی و ماهرانه می خواهی که رژ بزنیخوشمزه یا یه کیف یا ساک رو میندازی رو شونه ات و بامزه راه می ری و ادا در می آری.می خوام بدونی مامان عاشقانه دوست داره همیشه شاکر موهبت وجودت هست.

موضوع :

|

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 10 صفحه بعد